نام کاربری:
پسورد:
اعضای انجمن(41) ارتباط با مدیر انجمن چه مطالبی تایید یا رد می شوند؟ آموزش قرار دادن عکس و آهنگ در مطلب رفع ایراد لینک اضافه نظرات انجمن
جستجوی انجمن
مدیریت انجمن:

علی اجلی
طرفداران مطلب

مینا فرهمند (Minafarahmand )    

نقد فیلم

منبع : http://moviereview.persianblog.ir/post/55
درج شده در تاریخ ۹۰/۱۰/۳۰ ساعت 20:41     بازدید: 317 نفر
 

نقد فیلم " جدایی نادر از سیمین "

 جدایی نادر<a href='http://www.miyanali.com'> از </a>سیمین

 

 

نویسنده، تهیه کننده و کارگردان: اصغر فرهادی
جمله فیلم –از دید من-: "عدالت را به پا دارید و حق را بگوئید حتی اگر به ضرر خود یا والدین یا اطرافیانتان باشد" (قرآن کریم/ نساء-135)
جمله فیلم: -از دید من-: "به من نگو تنها برای توست، هر کار که می کنی تنها برای خودت است"
نمره کلی –از دید من-: 20/19.75

خلاصه:

نادر به دلیل تقاضای سیمین در آستانه جدایی از اوست. او برای نگهداری پدرش به پیشنهاد سیمین راضیه را استخدام می کند. روزی که راضیه برای کاری از منزل نادر خارج می شود مشکلی برای پدر نادر پیش میاید و مشکلات بیشتر آغاز می شود...

بررسی و نقد فیلم:

"جدایی نادر از سیمین" (یا به اسم جهانی اش؛ یک جدایی) موضوع پیچیده ای ندارد، هیچ چیز خاصی در میان نیست، تنها خودمان هستیم که از دریچه دوربین فیلمبردار به زندگی اطراف و روزمره مان نگاه می کنیم.. و یک جدایی گسترده بینمان مفروش شده به پهنای همان نوشتن جدایی در پوستر فیلم و همین یعنی اوج هنر و زیبایی!


 

داستان فیلم درباره رابطه آدم امروزی ست که خودخواهیش بر دیگرخواهی و دروغ به ظاهر مصلحت آمیزش بر راستی نجات بخش سایه افکنده و همه چیز در نگاه زندگی اش به جای "ما"، "من" شده و یادش رفته که همه به با هم بودن، در عین جدا بودن ظاهریمان محتاجیم و گره هایی که زندگی اش از این طریق به دیگران خورده را کمرنگ می بیند.. تا جایی که با گشودن این گره های چاره ساز سبب نابودی خود می شود. فرهادی روایتی دارد از اینکه: چقدر در سرنوشت هایمان به هم وابسته ایم.
نگاه کنید که انسان های فیلم چقدر به خاطر خودخواهی هایشان (یکی برای اینکه احساس می کند فرزندش در خارج از کشور بهتر بزرگ می شود، یکی برای باج ندادن به حریف و یکی برای اثبات جرم طرف مقابل) چقدر به اطرافیانشان –که اتفاقاً سنگ همان ها را هم ظاهراً به سینه می زنند- بدی می کنند (جای امثال ترمه و فرزند راضیه در دادگاه نیست، پدری که برای کارهای عادیش به سختی حرکت می کند به زحمت به پزشک قانونی برده می شود، فرزندی که پدر و مادرش ادعای دوست داشتنش را دارند دائماً شاهد درگیری آن ها در خانه است و حتی در مدرسه هم از صحبت های دوستانش به خاطر اعمال آن ها در امان نیست). این یک خودخواهی است. همیشه هم بوده، اصلاً ما هر کار که می کنیم برای خودمان است! فقط بستگی دارد زندگی بهینه را در چه دیده باشیم.. خودخواهی های مادر زن نادر را ببینید (که رفتارش در برابر نادری که دارد از دخترش جدا می شود برایم عجیب بود) که در دادگاه فرزند از دست رفته راضیه را مسئله مهمی نمی داند (و اگر همین بچه، بچه ی سیمین بود زمین را به آسمان می دوخت) و یا نادر را که به خاطر اثبات حرف خودش (با آن که می دانسته راضیه باردار بوده) حاضر نیست زیر بار دیه برود و حتی به خاطر آن حاضر است به زندان برود. که چه بشود؟ حرفش به کرسی بنشیند! بعید نیست این دوستی های خاله خرسه ای که برای خودمان هم تجویز می کنیم!.. یا نگاه کنید به وقتی که برای پیرمردی (پدر نادر) که به سختی نفس می کشد و به دستگاه اکسیژن متصل است کراواتی تنگ بسته شده تا شیک به نظر برسد! (و ترمه به زورپیرمرد را از آن نجات می دهد) یا نادر که در ظاهر و جایی که پای اعتقاد خودش در میان است حاضر به گفتن تضمین به جای گارانتی نیست و پشتوانه را پیشنهاد می دهد تا سخن درست گفته شود و سخن نا درست دیگران مهم نباشد، اما جایی که پای رفتن خودش به زندان در میان است درست را قربانی نادرست می کند.. یا  حجت که با قرآن در دست به مدرسه دختر نادر می رود تا از معلم برای گواهی اش شهادت بگیرد وقتی پای رگه های خودخواهیش برای دادن طلب طلبکاران به میان میاید حاضر است زنش قسم دروغ بخورد..

 

جدایی نادر<a href='http://www.miyanali.com'> از </a>سیمین2


شوهر راضیه از نادر شکایت می کند، نادر از راضیه. به نوعی همه در اتفاقات افتاده در این دنیا مقصریم. من که سکوت می کنم مثل تویی هستم که ظلم می کنی. خوب است که فرهادی به جریان درست خاکستری بینی آدم ها به خوبی نگاه می کند.
دنیای جاری در فیلم دنیای سیاهی ست.. همه اش درگیری، جنگ، افسردگی، بیماری و قتل.. اصلاً کجای این دنیا زیباست؟ خب اگر زیبا بود که کار علی (ع) گریه در چاه نبود.. اتفاقاً دلیل نویسنده در تصویر به سیاهی زندگی جالب است؛ ریشه در اشتباهات خودمان.. وگرنه بیماری پدر نادر با همراهی این زوج مسئله مهمی نبود (صحنه فوتبالدستی را به خاطر بیاورید.. پس می شود در همین شرایط هم با خوشی زندگی کرد) و مسئله جدایی این دو هم ریشه مهمی ندارد (که قاضی هم به آن اشاره می کند). گریه های علی (ع) هم برای کج فهمی مردم است.. نه اینکه واقعاً دنیا در زشتی آفریده شده بود.. طعنه فرهادی به قصه گوی شب های بچه ها هم که زندگی را بسیار شیرین می بیند جالب توجه است..
در دادگاه شاهدیم که مادربزرگ ترمه از او درس تاریخ می پرسد و یادآوری می شود که: در زمان ساسانیان (و کلاً دوره پادشاهی گذشته ملت ها) مردم به دو دسته اشرافی و معمولی تقسیم می شدند. خب، حالا امروز که این طبقات به مانند آن گذشته ها شکافته نیست چطور؟ آیا وضع مان فرق کرده و متمدن شده ایم؟ خیر! نه نادر و سیمین را می توان به طبقه مرفه جامعه نسبت داد (نشانه هایش در اتوموبیل هر دو و خانه پدری نادر و اینکه چیزی برای گرو گذاشتن ندارد مشخص است) و نه راضیه و حجت را بسیار دور از آن دو تصور کرد. امروز در همه دنیا فواصل طبقاتی عامه مردم در حال کاهش است.. اما این موجب خوشبختی نشده.. چرا که اخلاق گمشده این روند مدرنیته است.
در فیلم اشاره خوبی به تفاوت های زن و مرد از نظر روانشناسی هم می شود؛ مرد مغرور و زن احساساتی. راضیه ای که بدون اجازه شوهرش برای کار به بیرون از منزل می رود آیا به همسرش برای پرداخت بدهی ها لطف می کند یا حالا حق او را در داشتن فرزندی دیگر ضایع کرده است؟ راضیه اما در لحظاتی در فیلم درگیر غرور مردانی می شود که احساسات زنانه او را نمی بینند (صحنه دادگاه و درگیری نادر و حجت و راضیه ای که حالا بعد سقط باید این طرف و آن طرف بدود تا مانع دعوای این دو شود بسیار تاثیر گذار است). جواب دادن به این سوالات و چرایی ها کار آسانی نیست.. همان طور که فرهادی هم قصد مردد گذاشتن ما در پاسخ دادن به سوالات ذهنی مان را دارد و اصلاً هدف اصلی او در ساخت فیلم های اخیرش گوشزد کردن خطرات قضاوت است.. و البته در این فیلم که به صراحت به دادگاه قضایی هم اشاره شده نقص های قانون با وجود لزوم وجودش گوشزد می شود.. به راستی آیا عدالت کامل در دنیای ما قابل اجراست؟.. خیر! (این خودش می شود نظر موحدین درباره لزوم وجود زندگی پس از مرگ برای تحقق عدالت الهی).
فرهادی عاشق مذموم کردن خودخواهی، پنهان کاری، دروغ و قضاوت عجولانه در روابط انسانی است؛ پنهان کردن بارداری راضیه از سوی خودش، دروغ درباره ریختن آشغال ها در راه پله از سوی راضیه، دروغ درباره ندانستن بارداری راضیه از سوی نادر، تهمت دزدی به راضیه در مورد پول های گمشده (که البته در ابتدای فیلم می بینیم که سیمین پول را بابت اضافه حمل بار پیانو به کارگر ها داده است)، عدم صداقت حجت درباره گرفتن پول و حاضر شدنش به قسم دروغ برای گرفتن پول، دروغ ترمه در دادگاه برای رهایی پدرش، دروغ معلم به دانش آموز بابت نحوه مردن جنین و خودخواهی، خودخواهی، خودخواهی... اصلاً می شد اسم فیلم را همین خودخواهی گذاشت!
از نظر منتقد نشریه پنجره قهرمان داستان راضیه است. آقای فهیم و منتقدانی دیگر هم ترمه را شخصیت اصلی داستان می دانند. اما به نظر من فیلم قهرمان ندارد. همه در حال اشتباهند.. همه مقصرند.. و البته اگر بخواهیم بر مبنای یک تصمیم (و آن هم تصمیم به نگرفتن پول به دلیل حرام بودن شرعی اش) قهرمان فیلم را معلوم کنیم راضیه است.. آن هم نه در طول کل فیلم (که بارها با دروغ های ظاهراً مصلحتی اش در ریختن آشغال ها و یا تصادفش با اتوموبیل – و نگاه کنید که همین دروغ ها چگونه یقه تک تک همین افراد را می گیرد و راضیه را در تنگنای ماجرای هل داده شدنش می گذارد و نادر را با ترمه درگیر می کند و حتی دروغ را به نسل بعد یاد می دهد به طوری که دیگر حتی نیازی به آموزش از قبل ترمه برای دروغ گفتن نیست!-) وجهه انسانی و خطاکار خود را نشان می دهد.. نسل ما نسل سوپرمن ها نیست، نسل انسان های سوخته در خطا و در عین حال ترحم انگیز به خاطر همان انسان بودن (از نسیان به معنای فراموشکار) شان است. نادر و سیمین اما هیچکدام به طیف مذهبی متعلق نیستند (نشانه هایش را در وجود ماهواره در خانه مادر سیمین و دیش ماهوراه در خانه پدری فرهاد و کراوات پدرش و دوری او از به کار بردن کلمات عربی ببینید).

"یک جدایی" لزوماً در رابطه با طلاق نیست.. به معنای جدایی ما آدم ها از یکدیگر است، از حقیقت مستمر زندگی که با حماقت به ظاهر هوشمندانه ای آن را به کنار انداخته ایم؛ جدایی نادر از سیمین، ترمه از هر دو، پدر نادر از دنیا، حجت از راضیه، طلبکاران از حجت، مادر زن نادر از حجت و راضیه، قصه گوی شب از واقعیت ها و اگر به طور نمادین و کلاسیک به معنای نشانه ای عناصر فیلم نگاه کنیم (زن را نماد سرزمین و مردم و مرد را نماد حکومت بدانیم)، جدایی همه از هم است.. و در این دو سوی شیشه شفاف که نادر و سیمین می توانند به هم نگاه کنند و همدیگر را ببینند، هر یک سرش را به پایین می اندازد و تیتراژ هم اگر آن ها را آنقدر دنبال کند تا شاید.. هیچ اتفاق بهتری نخواهد افتاد تا این دو تلاشی برای رسیدن به هم نکنند.. تلاش فرهادی شاید موجب تلاشی از سوی ما شود برای رساندن خود به کلام منفعت بخش خداوند که: "حق را بگوئید، حتی اگر به زیان خود و یا والدین و یا اطرافیانتان باشد".

به شخصه نقد های مربوط به غیر مذهبی بودن و خود انکاری فیلم را قبول ندارم؛ نگاه فرهادی فراتر از مرزها و ادیان است.. فراموش کنید ماجرای رفتن سیمین به خارج را که به قول یک منتقد: بگوئید کجای دنیا دچار این اوضاع نیست تا به آنجا فرار کنم.. و البته سیمین هم دلیل چندان واضحی برای رفتن ارائه نمی کند و ظاهراً تنها فریفته مدرنیته شده.. و یا دروغ گفتن های راضیه به ظاهر خشکه مذهب را که برای کارهای شرعی اش به دفتر مرجع زنگ می زند.. که البته در آخر راه حق را انتخاب می کند.. و در مقابلش این ترمه همیشه پرسنده درباره چرایی راست نگفتن ست که در جو زمانه بالاخره دروغ می گوید.. و پدری که به جای یاد دادن خوبی ها تنها پس گرفتن بقیه پول از متصدی پمپ بنزین را به فرزندش یاد می دهد.. طرف محاکمه فرهادی تیپ و شخص خاصی نیست، از نگاه او همه ی ما مقصریم.

در عین همه حسن ها نمی توان عیب ریز فیلمنامه را ندید: اگر سیمین کار خارج از منزل دارد تا به حال چه کسی از پدر نادر نگهداری می کرده که حالا باید برای نگهداری از او پرستار استخدام کنند؟

فیلم با مشکلی اساسی هم روبروست: در نهایت آنچه به بیننده القا می شود، نه حس بیزاری از ناراستی، که دیدن شرایط دشوار راستگویی و احساس ناخودآگاه تمایل به دروغ مصلحت آمیز است. به شخصه با دیدن فیلم به این نتیجه رسیدم که قانون های ما آنقدر در برابر حقیقت آنجه باید تصمیم بگیرند گنگ و علیل هستند که نمی توان در مسائل انسانی مقصری واقعی و صرف را پیدا کرد. آن صحنه به یاد ماندنی که قاضی از ترمه درباره ماندن با پدر یا مادر می پرسد و اصلاً گریه ترمه برایش فرقی ندارد و فقط باید مجری قانون باشد، خلاصه حرف من است! در همین حال این مسئله را نمی توان اشکال فیلم دانست، که شاید در این موضوع واقعیت تلخ است!

فیلم جدید اصغر فرهادی کم نظیر است (پرهیز می کنم همیشه از این واژه "بی" در اول کلمات که دست بالای دست، بسیار است!)؛ از هر نظر که به آن نگاه کنی؛ بازیگران، کارگردانی، فیلمبرداری، تدوین و ... جایی برای حرف باقی نمی گذارد . لحظات احساساتی کننده برای بیننده هم کم نیستند (گریه نادر در حمام از روی استیصال، گریه ترمه موقع انتخاب محل ماندن اگر هنوز اخلاقیات و روابط انسانی مشغولیات روزمره تان است، هرگز این فیلم "به ظاهر ساده اما پیچیده" (به قول هایلیوود ریپورتر) را از دست ندهید!

رمز گشایی از انتهای داستان:

ترمه سرانجام با کدام یک می رود؟ پاسخ به این سوال کار درستی نیست.. اصلاً هدف فیلم هم پاسخ دادن به این سوال یا حتی ایجاد پرسش در ذهن برای فهمیدن پاسخ آن نیست اما... من فکر می کنم با سیمین برود.. او تا به حال به خاطر بازگشت مادر پیش پدر مانده (که در گفت و گویش با سیمین هم معلوم می شود) و هر بار به مادر اصرار می کند که وسایلش را نبرد و البته مطمئناً از وضعیت نابه سامانش در مدرسه هم دل خوشی ندارد و سختی های همراهی با پدر فرتوت نادر هم مسئله جذابی برای ماندن او نخواهد بود. در عین حال باید ببینیم که او زمان هایی که می خواست نزد پدر بماند در معذوریت نبود و حالا که باید حرفی دیگر بزند از پدر و مادر می خواهند به بیرون اتاق بروند.

جدایی نادر<a href='http://www.miyanali.com'> از </a>سیمین3

در حاشیه: 

(بیشتر قسمت های این بخش از آدرس http://jodaeyenaderazsimin.com/news.htm گرفته شده است )

 



مینا فرهمند(Minafarahmand )
۹۰/۱۰/۳۰ - 21:32
ممنون اقاي مرسلي

اهنگ ارتوش و نقد داستان امروزي خيلي از ادمهاست

جدايي هايي كه در ظاهر اتفاق مي افتد و در باطن حاكي از اين روايت كه

چقدر در سرنوشت هایمان به هم وابسته ایم.
فرزانه نوبر(gezel )
۹۰/۱۰/۳۰ - 23:36
nice move thanks
به من نگو تنها برای توست هر کارمیکنی تنها برای خودت است
ممنون برای نقد زیبا وکاملتون به غیر از گریم اقای معادی که ریش بهشون نمیامد وخیلی مصنوعی بود ...@};-
هادی نصیری(HadiNassiri )
۹۰/۱۱/۰۱ - 14:11
:):):):):-)chox-
میلاد عابدینی(milad123 )
۹۰/۱۱/۰۴ - 13:52
:-)chox-:-)chox-:-)chox-:-)chox-:-)chox-:-)chox-
سایت آبادگران آچاچی(isar )
۹۰/۱۱/۰۴ - 22:42
@};-@};-@};-
سجادغم سوار(sajjad-s )
۹۰/۱۱/۰۵ - 21:02
:-)chox-:-)chox-:-)chox-:-)chox-
گذرگاه(Diamond )
۹۰/۱۱/۰۵ - 21:35
=Dchox=Dchox=Dchox@};-
علیرضاامیرخیزی(mujan )
۹۰/۱۱/۰۸ - 14:58
=Dchox=Dchox=Dchox=Dchox
@};-@};-@};-@};-
مهدی . نصیری(nassiri )
۹۰/۱۱/۰۸ - 15:37
:)
مهرینا(Mehrina )
۹۰/۱۱/۱۲ - 07:23
@};-@};-@};-@};-@};-
مهرینا(Mehrina )
۹۰/۱۱/۱۲ - 07:23
5
عماد67(sadra67 )
۹۰/۱۲/۰۴ - 21:42
سلام متن جالبی بود وموسیقی واقعا جالبی گذاشتین خیلی ارام بود ممنون @};-@};-@};-
بهزاد یاغموری(behzadyaghmoory )
۹۰/۱۲/۱۲ - 14:48
مرسي ازشما
ثریا محسنی(MARYAMKAYA )
۹۱/۰۲/۱۲ - 19:27
تا به اين لجظه پاسخ سوالات شوهر من داده نشده است
اكثر كارگردانها چون جوابي نداشتند گفتند آقا سجاد آن چيزهايي كه ميگوييد اشكال نيست بلكه يك سبك در فيلم سازي است
من ميگويم شايد
امروز ابهام آفريني يك سبك است


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
نام کاربری:
پسورد:
اپیلاسیون (خانم خانما)اپیلاسیون (خانم خانما) چگونگی درج آگهی در سایت و قسمت تبلیغاتسریع ترین اینترنت هوشمند میانهاهنگ بسیار زیبا و پر طرفدار میگن هیچ عشقی تو دنیا از مهدی احمدوند اولین استودیو صدابرداری و آهنگسازی در میانه (در سطح حرفه ای) *Aytay-studio* دار قالی و دخترک30%تخفیف ویژه پنل,مختص ثبت نام کنندگان آنلاین در اس ام اس سامانهفروش قطعات تفکیکی ویلایی در آچاچی 09148025615دوست دارم
کاربران آنلاین


مسئولیت کلیه مطالب به عهده نویسندگان و ارسال کنندگان آن است