فراموش کردم
رتبه کلی: 386


درباره من
مینا فرهمند

فعالیتها : کامپیوتر -حسابداری - شعر -تئاتر- مطالعه فلسفه و روانشناسی
علایق : طبیعت و سفر - آموختن- موسیقی-عکاسی-نقاشی-ورزش و در کل زندگی
http://www.miyanali.com/Minafarahmand/67

آدرس وبلاگ :
telman-pinar.blogfa.com

**************************
پیر منم جوان منم تیر منم کمان منم
دولت جاودان منم من نه منم نه من منم
سرو من اوست در چمن ،روح من اوست در بدن
نطق من اوست در دهن ،من نه منم نه من منم
زین واقعه مدهوشم ،با هوشم و بی هوشم
هم ناطق خاموشم ،هم نوح خموشانم
زان رنگ چه بی رنگم ، زان طره چه آونگم
زان شمع چو پروانه، یارا چه پریشانم
هم ساقی و هم مستم ،هم فرقم و هم بختم
هم محنت و هم بختم ،هم دردم و درمانم
هم خونم و هم شیرم، هم طفلم و هم پیرم
هم چاکر و هم میرم ،هم اینم و هم آنم
یارا چه پریشانم ،یارا چه پریشانم

حضرت مولانا جلال الدین بلخی
مینا فرهمند (Minafarahmand )    

زن در شعر شاملو

درج شده در تاریخ ۹۱/۰۲/۱۶ ساعت 21:34 بازدید کل: 4759 بازدید امروز: 6 1 می‌پسندم  
 

در شعر "مه" ( 1332 ) می‌خوانیم:

در شولای مه پنهان ،

به خانه می‌رسم. گل كو نمی‌داند.

مرا ناگاه در درگاه می‌بیند. به چشمش قطره اشكی بر لبش لبخند ،

خواهد گفت:

بیابان را سراسر مه گرفته است ...

با خود فكر می‌كردم كه مه گر همچنان تا صبح می‌پایید

مردان جسور از خفیه‌گاه خود به دیدار عزیزان باز می‌گشتند

------------------------------------------

شعر دوم

شما كه به وجود آورده‌اید سالیان را

قرون را

و مردانی زده‌اید كه نوشته‌اند بر چوبه دار

یادگارها

و تاریخ بزرگ آینده را با امید

در بطن كوچك خود پروریده‌اید

و به ما آموخته‌اید تحمل و قدرت را در شكنجه‌ها

و در تعصب‌ها

چنین زنانی حتی زیبایی خود را وامدار مردان هستند:

شما كه زیبایید تا مردان

زیبایی را بستایند

و هر مرد كه به راهی می‌شتابد

جادویی نوشخندی از شماست

و هر مرد در آزادگی خویش

به زنجیر زرین عشقی‌ست پای بست

اگرچه زنان روح زندگی خوانده می‌شوند ، ولی نقش آفرینان واقعی مردان هستند:

شما كه روح زندگی هستید

و زندگی بی شما اجاقی‌ست خاموش:

شما كه نغمه آغوش روحتان

در گوش جان مرد فرحزاست

شما كه در سفر پرهراس زندگی ، مردان را در آغوش خویش آرامش بخشیده‌اید

و شما را پرستیده است هر مرد خودپرست ،

عشقتان را به ما دهید.

شما كه عشقتان زندگی‌ست!

و خشمتان را به دشمنان ما

شما كه خشمتان مرگ است!

------------------

شعر سوم

نه در خیال كه رویاروی می‌بینم

سالیانی بارور را كه آغاز خواهم كرد

خاطره‌ام كه آبستن عشقی سرشار است

كیف مادر شدن را در خمیازه‌های انتظار طولانی

مكرر می‌كند.

...

تو و اشتیاق پر صداقت تو

من و خانه مان

میزی و چراغی. آری

در مرگ آورترین لحظه انتظار

زندگی را در رویاهای خویش دنبال می‌گیرم؛

در رویاها

و در امیدهایم !

---------------------------------------------------------

شعر چهارم

نخست

دیر زمانی در او نگریستم

چندان كه چون نظر از وی بازگرفتم در پیرامون من

همه چیزی

با هیات او در آمده بود.

آن گاه دانستم كه مرا دیگر

از او

گریز نیست ( شبانه )

 

 

چهره زن در شعر شاملو به تدریج از ركسانا تا آیدا بازتر می‌شود ، ولی هنوز نقطه‌های حجاب وجود دارند. در ركسانا زن چهره‌ای اثیری و فرضی دارد و از یك هویت واقعی فردی خالی است. به عبارت دیگر شاملو هنوز در ركسانا خود را از عشق خیالی مولوی و حافظ رها نكرده و به جای اینكه در زن انسانی با گوشت و پوست و احساس و اندیشه و حقوق اجتماعی برابر مردان ببیند ، او را چون نمادی به حساب می‌آورد كه نشانه مفاهیم كلی چون عشق و امید و آزادی است.

در آیدا چهره زن بازتر می‌شود و خواننده در پس هیات آیدا ، انسانی با جسم و روح و هویت فردی می‌بیند.

در اینجا عشق یك تجربه مشخص است و نه یك خیال پردازی صوفیانه یا مالیخولیایی رمانتیك. و این درست همان مشخصه‌ای است كه ادبیات مدرن را از كلاسیك جدا می‌كند. توجه به "مشخص" و "فرد" و "نوع" و پرورش شخصیت به جای تیپ سازی.

با این همه در "آیدا در آینه" نیز ما قادر نیستم كه به عشقی برابر و آزاد بین دو دلداده دست یابیم.

شاملو در ای عشق به دنبال پناهگاهی می‌گردد ، یا آنطور كه خود می‌گوید معبدی ( جاده آن سوی پل ) یا معبدی ( ققنوس در باران ) و آیدا فقط برای آن هویت می‌یابد كه آفریننده این آرامش است.

شاید رابطه فوق را بتوان متاثر از بینشی نسبت به پیوند عاشقانه زن و مرد داشته و هنوز هم دارد. بنابراین نظر ، دو دلداده چون دو پاره ناقص انگاشته می‌شوند كه تنها در صورت وصل می‌توانند به یك جز كامل و واحد تبدیل شوند ( تعابیری چون دو نیمه یك روح ، زن همزاد و دو پاره یك واقعیت كه سابقاً ذكر شد از همین بینش آب می‌خورند ) به اعتقاد من عشق ( مكمل‌ها ) در واقع صورت خیالی نهاد خانواده و تقسیم كار اجتماعی بین زنان خانه دار و مرد شاغل است و بردگی روحی ناشی از آن جز مكمل بردگی اقتصادی زن می‌باشد و عشق آزاد و برابر ، اما پیوندی است كه دو فرد با هویت مجزا و مستقل وارد آن می‌شوند و استقلال فردی و وابستگی عاطفی و جنسی فدای یكدیگر نمی‌شوند.

باری از یاد نباید  برد كه در میان شعرای معروف معاصر به استثنای فروغ فرخزاد ، احمد شاملو تنها شاعری باشد كه زنی با گوشت و پوست و هویت فردی به نام آیدا در شعرهای او شخصیت هنری می‌یابد و داستان عشق شاملو و او الهام بخش یكی از بهترین مجموعه‌های شعر معاصر ایران می‌شود.

در شعر دیگران غالباً فقط می‌توان از عشق‌های خیالی وزن‌های اثیری یا لكاته سراغ گرفت. در روزگاری كه به قول شاملو لبخند را بر لب جراحی می‌كنند و عشق را به قناره می‌كشند ( ترانه‌های كوچك غربت ) چهره نمایی عشق به یك زن واقعی در شعر او غنیمتی است.

ماخذ: مجله آبان ش 5

تاریخ آخرین ویرایش مطلب: تاریخ آخرین ویرایش: ۹۱/۰۲/۱۶ - ۲۱:۴۷

1
1


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
یه روز ی لری... استخدام در ترکمنچای کرکره برقی و دوربین مداربسته با قیمت کاملا رقابتی اطلاع رسانی آگهی استخدامی راه آهن 93 ثبت نام از 25 شهریور ( ثبت نام در چاپ محسن ) چاپ محسن در سالتحصیلی جدید استعلام نرخ بیمه عمر وسرمایه گذاری بیمه ملت .-«آغوشتــ بماند برای زندگیِِِ پس از مرگــ»-. ترجمه رسمی کلیه اسناد و مدارک با تأیید وزارت خارجه و وزارت دادگستری در اسرع وقت شارژتلفن همراه بانوشابه! یه لحظه وقتتونو میگیرم